تو این چند ترمی که اینجا سر کلاس رفتم تاحالا پیش نیومده احساس کنم دانشجویی بخواد به سبب اینکه انگلیسی زبان اصلیشه به طرز تلفظم تو کلاس نیشخندی بزنه یا اذیتی بکنه.تا اونجایی هم که از چند تا از رفقا پرسیدم برای اونها هم پیش نیامده بود که کسی بخواد تو کلاسشون از برتری زبانی که داره استفاده نابجا بکنه.
یه کلاس درس دانشگاهی تو تهران رو تصور کنید.یه استاد ترک زبان که فارسی رو با لهجه صحبت میکند رو هم بفرستیدش سر اون کلاسی که تصور کردید.طرف هر چقدر هم که موضوع علمی رو خوب بلد باشه باز هم احتمالا از خنده های بچه ها و تیکه هاشون به خاطر لهجش در امان نخواهد بود . بماند که وقتی بچه ها بیرون دور هم جمع باشند احتمالا ذکر خیر استاد مذکور ساده ترین وسیله برای تفریح و انبساط خاطرشون خواهد بود.
انگلیسی ما برای یه فرد انگلیسی زبان ٬از فارسی صحبت کردن اون استاد ترک زبان یقینا بدتر نباشه بهتر نیست. آموزش ما هم بر عکس اینجا که کلی پول بابت تحصیل میدند٬ رایگان است. اما میزان مسخره کردن و خندیدن ما از اینها بیشتره.فقط هم این قضیه مختص محیطهای آموزشی نیست و تو سایر جاهای جامعه هم کما بیش همینطوره.
.
به ریشه هاش که فکر میکردم یه چیزهایی تو مایه های زیر به ذهنم میرسید:
۱-میزان صبر و تحملمون نسبت به نارساییهایی که احساس میکنیم کم هستش. همین باعث میشه سریع نسبت به هر نارسایی ولو شده به یه خنده زیر زیرکی واکنش نشون بدیم.
۲- عیبها رو بزرگ میکنیم. نکات مثبت فرد رو تو اون لحظه بهش توجه نمیکنیم.
۳-حواسمون به هدف نیست.توجه نمیکنیم اومدیم سر کلاس تا از این بابایی که سر کلاس درس میده چیز یاد بگیریم نه اینکه لهجش رو چک کنیم.
۴- وسایل تفریح و سرگرمیمون کمه.یه بخش عمده ای از سرگرمیمون رو همین خندیدنها و مسخره کردنها تشکیل میده.
۵-روش دیگری برای ابراز نارضایتیمون نداریم.اگر مثلا میدونستیم نظرسنجی آخر ترم موثره تا اون موقع صبر میکردیم و نارضایتیمون رو ابراز میکردیم. اینجا دانشجو میتونه نمره تسلط به زبان انگلیسی رو تو برگه ارزشیابی استاد درس پایین بده و این نمره هم برای استاد درس مهمه و ارزش داره. همه تو ایران میدونند ارزشیابی الکیه و اتفاق خاصی قرار نیست باهاش بیافته. به همین خاطر هم معمولا بچه ها درست حسابی پر نمیکنند.
۶-زیاد بلد نیستیم به حقوق هم احترام بذاریم. توجه نمیکنیم این خنده یا مسخره ای که میکنیم داره حقی رو از طرف مقابلمون ضایع میکنه.
۷-تمسخر کردن و خندوندن بقیه محبوبیت جمعی میاره. خود این به طرف اعتماد به نفس میده که کارش رو تکرار کنه . تو مدرسه که درس میدادم معمولا اینجور بچه های تیکه بندازو مسخره کن از یه محبوبیت جمعی بی دلیلی برخوردار بودند.
۸- عاملی که همیشه میشه گفت: ژنتیکیه
….
البته حواسم هست که کل قضیه و این چیزهایی که بالا گفتم بر اساس تجربه محدودیه که داشتم. اگر کسی نکته ای٬ نفیا یا اثباتا٬ به ذهنش میرسه٬ بگه بد نیست.
از تفاوت محیطهای آموزشی بیشتر خواهم نوشت.