prru

post پچ پچ

۲۷م بهمن, ۱۳۸۸

آخر بهمن چهار سال پیش نمی دانستم چرا پنهانک شده نام این خلوت دل نوشته های کوتاه.

حال از پس این سال ها، خودمانیم چه اسم پر مسمایی شده، پنهانک!

در این خلوت شب های بی خبری همین پچ پچ های شبانه هم غنیمتی است رفیق …

بنه بر گوش من آن لب اگر چه خلوت است و شب                      مهل تا برزند بادی بر آن اسرار پنهانک


دسته‌بندي نکته ها — ياسر ::: ۱۲:۰۹ ق.ظ

post نبود و بود

۱۸م مهر, ۱۳۸۷

 .

“نبود و بود برزگر را چه باک

اگر بر آید از زمین

هر آنچه او به سالیان

فشانده یا نشانده است.”

* سیاوش کسرایی

.

دسته‌بندي نکته ها — علي ::: ۹:۳۰ ب.ظ

post

۳۱م خرداد, ۱۳۸۷

.

دکان بی متاع چرا وا کند کسی؟

.

دسته‌بندي نکته ها — علي ::: ۱:۲۲ ق.ظ

post بیابان

۷م اردیبهشت, ۱۳۸۷

همان بهتر که لیلی در بیابان جلوه گر باشد        ندارد تنگنای شهر حسن و تاب صحرا را!

دسته‌بندي نکته ها — ياسر ::: ۳:۰۹ ب.ظ

post عاشق

۲۸م مهر, ۱۳۸۶

دم به کله اش می کوبد و شقیقه اش دو شقه می شود

بی آنکه بداند حلقه آتش را خواب دیده است، عقرب عاشق!

سلام-خداحافظ

دسته‌بندي نکته ها — ياسر ::: ۱۱:۲۱ ق.ظ

post مرثیه ابدی

۲۸م مهر, ۱۳۸۶

.

هر لحظه٬

سوگوار لحظه از دست رفته پیشین.

.

آری عزیز!

اینست مرثیه ابدی فرزندان آدم…

.

دسته‌بندي نکته ها — علي ::: ۴:۴۲ ق.ظ

post سطح روابط

۱۵م مهر, ۱۳۸۶

.

سطح روابط آسمان و زمین

فعلاً در حد باران

.

دسته‌بندي نکته ها — علي ::: ۹:۱۹ ب.ظ

post تکمله ای بر گل یا پوچ

۱م خرداد, ۱۳۸۶

۱- تحصیل٬ شغل٬ ازدواج… هیچ کدام هدف نیستند. همه وسیله اند. وسیله هایی از برای تعالی و آرامش ما در زندگی. پوچ کردن هر یک از این وسایل به معنای پوچ بودن آنها نیست. پوچ کردن یعنی غایت نپنداشتن وسیله هایی که بناست خود ابزارهایی باشند برای رساندن ما به هدف.

۲- فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأَى كَوْكَبًا قَالَ هَذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لا أُحِبُّ الآفِلِينَ

پس چون شب بر او پرده افكند ستاره‏اى ديد٬ گفت : اين پروردگار من است و آنگاه چون غروب كرد ٬گفت : غروب‏كنندگان را دوست ندارم.

فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بَازِغًا قَالَ هَذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمْ يَهْدِنِي رَبِّي لأكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ

و چون ماه را در حال طلوع ديد٬ گفت: اين پروردگار من است. آنگاه چون ناپديد شد٬ گفت: اگر پروردگارم مرا هدايت نكرده بود قطعا از گروه گمراهان بودم.

فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بَازِغَةً قَالَ هَذَا رَبِّي هَذَآ أَكْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ ۱

پس چون خورشيد را برآمده ديد٬ گفت: اين پروردگار من است اين بزرگتر است و هنگامى كه افول كرد گفت: اى قوم من از آنچه [براى خدا] شريك مى‏سازيد بيزارم.

ببینید چه زیبا ٬ ابراهیم (ع) ٬ این سر سلسله دار یگانه پرستان عالم٬ . یک به یک پوچ میکند هر آنچه را که شایسته پرستش نیست.

آری! ابراهیم ٬ غروب کنندگان را دوست ندارد….

۳- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: اَشْرَفُ الْغِنى تَرْكُ الْمُنى۲

و آن حضرت فرمود: برترین بی نیازی٬ واگذاردن آرزوهاست.

۱ انعام ۷۷-۷۹

۲ نهج البلاغه – کلمات قصار- ۳۴

دسته‌بندي نکته ها — علي ::: ۵:۲۹ ق.ظ

post گل یا پوچ؟

۲۵م اردیبهشت, ۱۳۸۶

نمیدونم تا حالا گل یا پوچ بازی کردید یا نه؟

پنج شش جفت دست وشیئی بی ارزش به نام گل که شما در میون اون چند ده دست بسته٬ دنبال یافتن اون هستید.به چهره صاحب دست و عکس العملهای اون خوب نگاه میکنید و وقتی مطمئن شدید که گلی در کار نیست٬ پوچ میکنید و میرید سراغ دست بعدی و الی آخر.

امیدها و آرزوهای انسان و پوچ شدن و بی ارزش شدن پیاپیشون گاهی آدم رو یاد همین بازی معروف گل یا پوچ میندازه.

نمیدونم در طول زندگیتون این پوچ کردنها براتون چند بار اتفاق افتاده وچند بار دیگه اتفاق میافته. ولی انگار تا وقتی که آدم گل رو پیدا نکنه یا وقت بازی تموم نشه٬ این داستان ادامه داره.

یه زمانی آدم فکر میکنه که مثلا اگر کنکور قبول بشه و بره تو دانشگاه دیگه تمومه. چقدر خوب میشه . چقدر همه چیز قراره بهتر بشه. اما اگر بازیگر خوبی باشید زمان زیادی طولی نمیکشه که پوچش میکنید٬ میفهمید خبری نیست. شاید یک سال ٬ شاید دو سال٬ بسته به آدمش داره. پوچ میشه بالاخره.

بعد میرید سراغ دست بعدی. فوق لیسانس و دکترا. لفظ آقا یا خانم دکتر قند رو تو دل آدم آب میکنه. کلاسش بیشتره. کلی باهاش میشه افتخار کرد. اما اونم خیلی طولی نمیکشه پوچش میکنید. درست مثل قبلیها.

بریم جلوتر. خارج رفتن و کلی چیز با کلاس دیگه. خدای من! سخت تره پوچ کردنشون. انگاری که اینا بازیگرای حرفه ای تری هستند که نه از شکل دستشون٬ نه از حالت صورتشون میشه فهمید که گل دستشون نیست و دستشون خالیه. قبلیها رو راحت تر میشد که پوچشون کرد٬ درست مثل آدمهای ساده و نه چندان پیچیده تو گل یا پوچ که زود معلوم میشد دستشون خالیه! اما اینها حرفه ای ترند.

باز هم بریم جلوتر. شغل مناسب٬ ازدواج٬ پول٬ قدرت٬ لقب٬ عنوان معنوی و ….خلاصه داستانیه این آمال و آرزوهای انسان.تمومی هم نداره. انگاری تجربه هاش تو سیستم وجود آدم جایی ثبت نمیشه.

اونایی که حرفه ای هستند و بازی بلد٬ از قیافه طرف زود میفهمند که گلی در کار هست٬ یا نه سر کاریه و دست طرف خالیه. حتی اوناییشون که خیلی تیزند و زرنگ٬ یه دفعه چند تا دست رو با هم پوچ میکنند.مثلا میگند شما پنج تا همتون یه دفعه کف بزنید. سریع. بدون زحمت. زودم به گل میرسند.

بعضیها هم که مثل من بازی بلد نیستند و ناوارد٬ خیره به یک دست باقی میمونند. ناتوانند از پوچ کردن. همینجوری مشغولش میشند٬ نگاهش میکنند تا اینکه وقت بازی تموم بشه. یا هم که بدتر٬ عجولند و زود خیال میکنند گل رو پیدا کردند و میبازند بازی رو.

گاهی به شباهتهای دیگه بازی هم میشه فکرکرد. مثل اینکه :

بازی چقدر طول میکشه و کی تموم میشه؟ چرا زمان بازی برای هر کس فرق میکنه؟

اصلا گل کجاست؟ چی هست؟ برا همه یه چیزه؟ یا برای هر کسی فرق میکنه؟

شاید هم گلی در کار نیست. همینجوری قراره فقط پوچ کردن یاد بگیریم. ها؟

نمیدونم.

ولی میشه حدس زد٬ آدم هر چی بیشتر بتونه پوچ کنه و متوقف نشه٬ به گل نزدیکتر میشه. تو گل یا پوچ که لا اقل اینجوریه.

سخن به درازا کشید…

دسته‌بندي نکته ها — علي ::: ۴:۵۵ ب.ظ

post همه عالم نواله ای…

۹م آذر, ۱۳۸۵

قُل لَّوْ أَنتُمْ تَمْلِكُونَ خَزَآئِنَ رَحْمَةِ رَبِّي إِذًا لَّأَمْسَكْتُمْ خَشْيَةَ الإِنفَاقِ وَكَانَ الإنسَانُ قَتُورًا (اسرا ۱۰۰)

خدا بودن که فقط به داشتن نیست.

“پیغمبر به اینا بگو :

اگر شما مالک تمام اون چیزایی که خدای من داره هم بودید٬ باز از ترس اینکه تموم نشه بخششی نمیکردید.

انسان همواره بخیل و تنگ نظر است.”

دسته‌بندي نکته ها — علي ::: ۳:۲۶ ق.ظ
Next Page »
mrru
mrrd
prld
prrd